سفارش تبلیغ
واحد طراحی
واحد طراحی

بی عنوان

دلم هوای جرعه ای از نداشته ها کرده؛

ادراکم محالها را -به خیال خود- می چشند

پروردگارا!

این هجدهمین سال است 

که از تو طلب هم آغوشی 

با رویای اغواگر قدیمی ام را می کنم

و تو هجدهمین بار است

که می خندی به انتظار دل و دنیایم.

جنون با سکوت درآمیخته؛

و دوباره فریادِ یادِ شیرین او

که هیچگاه نبود!

"ترمه سلطانی هفشجانی"




ادامه مطلب

[ چهارشنبه 97/8/30 ] [ 11:16 عصر ] [ ترمه سلطانی هفشجانی ]

بی عنوان

تلخی قهوه ناگفته ها دیگر،

با قند حرف شیرین می شد

چای سرد خاطرات

با نبات اشتیاق،

بوی داغ عشق را می دمید؛

گوسفند در چراگاه شب هربار

ماه را بی تعارف می بلعید

و ابر می درخشید -به جای خون باریدن-

عمری گذشت؛ امّا 

تو هنوز، همان "تو"

مانده بودی و من،

جز تکه ای از روح خود

-که هر از چند گاهی گیسوان نسیم احساس را می بوسید-

و همان یک تار مو از عالم جوانی ام

-که تو لمسش کردی-

هیچ برایم نمانده بود!

"ترمه سلطانی هفشجانی"




ادامه مطلب

[ چهارشنبه 97/8/23 ] [ 2:0 عصر ] [ ترمه سلطانی هفشجانی ]

بی عنوان

سیاه لشکر گیسوانت

قلبم را به غنیمت برد؛

خودت هم نفهمیدی 

که عشق،

در تلاقی تیرهای تلافی

بی هوا، فریاد شد!

"ترمه سلطانی هفشجانی"




ادامه مطلب

[ چهارشنبه 97/8/16 ] [ 10:41 عصر ] [ ترمه سلطانی هفشجانی ]

بی عنوان

بانگی بزن؛

گُرزِ بُغزهایت را بکوبان بر سرم

تا صدای شکستنم

دَمِ ایمان شود در صورِ ثنای تو

لااقل، حرف باش

تا بیابَمَت لا به لای غزلهای محال یک حقیقت؛

تا بجویَمَت 

میان ناگهان های پنهان یک رویا!

"ترمه سلطانی هفشجانی"




ادامه مطلب

[ چهارشنبه 97/8/9 ] [ 1:46 عصر ] [ ترمه سلطانی هفشجانی ]

شیدایی

طُرّه ای ز گیسوی غم

بر شانه اشعارم سنگینی می کرد

تا که شب چشمانت،

مرا به نوش لعل آن همه کرشمه و ناز

بخواند و

آرایه ناب عشقت

تاج منّت بیتی چند،

از جنون دل شیدایَم

به سَرِ دیوان غزل، نهاد!

"ترمه سلطانی هفشجانی" 

 




ادامه مطلب

[ چهارشنبه 97/8/2 ] [ 11:10 عصر ] [ ترمه سلطانی هفشجانی ]

دانلود آهنگ