سفارش تبلیغ
صبا ویژن

بی عنوان

گر قلب و دل یکیست،

پس چرا رگ من

حرف می‌جوشد و

سینه،

شعر می‌تپد؟

پس چرا بر دلم،

تو حرف باشی و

موی تو وزنِ شعرِ من؟!

"ترمه سلطانی هفشجانی"

 




ادامه مطلب

[ چهارشنبه 100/6/24 ] [ 2:24 عصر ] [ ترمه سلطانی هفشجانی ]

بی عنوان

عشق را،

-به رنگِ من که نه-

به رنگِ تو 

نگاشتم

سرودنَت ای بهار،

شنیدنی‌ست؛

آه از سیمین نگاره‌ات...

به من می‌درخشد!

زِ صد شعر

دیباتر

به نگینِ دل...

"ترمه سلطانی هفشجانی"




ادامه مطلب

[ چهارشنبه 100/6/17 ] [ 2:35 عصر ] [ ترمه سلطانی هفشجانی ]

بیعنوان

جامه فانی بدر
رخت نیاز در تب است؛
ما دلشدگانیم
که چه رنگین
جز عشق،
دگر جامه نپوشیم
و چه سرخ
به کبودِ رخ خود
رنگِ مستی زده‌ایم
سیاه ببوس مرا
بوسه‌ای خواهم
به رنگ خودمان!
چه دانند مدعیان
از تن عریان
که سپید دل،

به مهر دل دادند؟

...
و سپیده دم
نیامده چارقد شب پوشید و رفت
تا سپهر،
به رنگ ما
شیدا ببارد


"ترمه سلطانی هفشجانی"




ادامه مطلب

[ چهارشنبه 100/6/10 ] [ 12:49 صبح ] [ ترمه سلطانی هفشجانی ]

بیعنوان

یک لارگوی* عاشقانه

بر وزنِ نیاز تو نوازم

که به صد ناز،

گیسو فشان

به سانِ شب،

شیدا خوانی‌اش؛

آی کوه، اِی کوهِ بلند!

گَر خواستی

این قطعه را

به فخرِ فاخِرِ عِشقِ ما بنواز

نُتِ آخر، سپید است

به رنگِ رُخِ دیوانه‌اش...

"ترمه سلطانی هفشجانی"

*لارگو: موومانی(یک قطعه یا اثر بزرگ موسیقی) آهسته،

که به موسیقی حالت باشکوه و عمیق می‌دهد.




ادامه مطلب

[ چهارشنبه 100/6/3 ] [ 12:30 صبح ] [ ترمه سلطانی هفشجانی ]

بی عنوان

سایه‌هامان یکیست
یا که او از من و شاید
تکه‌ای گمشده از قلب من است
اما نه!
اهل دریا را
خیال سایه
بس محال است
و پُر، دور
شب، چه خوش روشن کرد
مشقِ دلدادگی‌ام:
نیمه‌ام دریاییست
که دوش
در مستی‌ام نوشیدم!
حال هر جا که روم
نیمه‌ام وصله‌ی جان من است
حال هر جا که روم
عشق را گم نکنم
مردمان! آدمکان!
عشق را نوشیدم
شوری‌اش اشکی بود
که دریایم ربود
مردمان گوش کنید!
آری اینبار
بی‌باده به بادش مستم
عشق را نوشیدم
چه گوارا بوسید
ابی‌اش، سرخ لبانم!


"ترمه سلطانی هفشجانی"




ادامه مطلب

[ چهارشنبه 100/5/27 ] [ 12:18 صبح ] [ ترمه سلطانی هفشجانی ]

تب ترانه: دانلود آهنگ