سفارش تبلیغ
صبا

یگانه ی بیگانه

یگانه مجنون بیگانه من،

بی همتاست!

افسوس که نه لیلی شناسد و

نه ابیات سوزناکش را

که شبانگاه،

می تراود از کلک احساس ژرف او...!

***

*ترمه سلطانی هفشجانی*




ادامه مطلب

[ سه شنبه 97/3/1 ] [ 12:48 صبح ] [ ترمه سلطانی هفشجانی ]

نطق اقبال

دین من همان خداوندگاریست

که بحری بیکران

بر روشنی ابصارت ریخت؛

تنها بازماندگان ماهیان عشق،

فلسهای ماه نشان دیروزند

که امروز زنجیر محکم دوست داشتن شده اند

به دور گیسوان مواج دریای نگاهت!

الهه مهر نشان من؛

ببخش که پشت میکنم به در گهت،

به آن همه آیات مهر و نوازش های بندگی.

حرف عشق، اگر میان من و تو فریاد شود

حتی اگر عقل با قابوس الف

به منطق اعلای محبت برسد،

یال و کوپال اقبال سرگشته ی من

نطق هجر و هجرت میخوانند

بر این با هم بودن!

***

*ترمه سلطانی هفشجانی*

 




ادامه مطلب

[ سه شنبه 97/3/1 ] [ 12:42 صبح ] [ ترمه سلطانی هفشجانی ]

خنده ی ابر

ابر،

اگر با الفبای باران آشنا بود

به اشک های سپهر نمی خندید.

کاش باد،

باده ی عشق آسمان را در قدح خوشی ابر می ریخت :

آنوقت امشب

به جای آنکه ماه

در بستر فراموشی بخوابد ،

نوای زندگانی را

ابو عطی می نواخت و 

وصف آواز گوش نواز ستاره ی احساس را ،

شهناز..!

** ترمه سلطانی هفشجانی **




ادامه مطلب

[ پنج شنبه 97/2/20 ] [ 3:55 عصر ] [ ترمه سلطانی هفشجانی ]

کلبه ی کاغذی

من آتش تند زمان را در آغوش گرفتم :

تا از کلبه ی کاغذی احساس ،

به مالکیت ستارگان ابدیت برسم..!

** ترمه سلطانی هفشجانی **




ادامه مطلب

[ پنج شنبه 97/2/20 ] [ 3:47 عصر ] [ ترمه سلطانی هفشجانی ]

بی عنوان

چشم بر هم زدیم و

چه شتابان ، دست پر مشغله ی روزگار

عقربه ها را تاساعت خدا حافظی کشاند !

تنها فرقش این بود

که آموزگار منطق

خطایم را _ که عشقی ناقابل بود _ با خودکار

وارد کارنامه ی زندگانی ام کرد....!

** ترمه سلطانی هفشجانی **




ادامه مطلب

[ پنج شنبه 97/2/20 ] [ 3:43 عصر ] [ ترمه سلطانی هفشجانی ]

دانلود آهنگ